اخبار روز اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارالصفاء خوی و اخبار ایران و جهان و اخبار فناوری اطلاعات
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
معاون امور بانوان رییس جمهور :بارگاه شمس تبریزی باید احیا شود
معاون امور بانوان رییس جمهور :بارگاه شمس تبریزی باید احیا شود

معاون امور بانوان رییس جمهور :بارگاه شمس تبریزی باید احیا شود

معاون امور بانوان رییس جمهور گفت: احیا و ساخت بارگاه شمس تبریزی می تواند دولت را در رسیدن به رشد اقتصادی از طریق توسعه گردشگری کمک کند.

“شهیندخت مولاوردی” در گفت وگو با خبرنگار دانشجویان ایران (ایسنا ) منطقه آذربایجان غربی اظهار کرد: با توجه به اینکه یکی از برنامه های اساسی دولت برای رونق و رشد اقتصادی، توسعه گردشگری است ضرورت توجه به احیای وساخت بارگاه شمس تبریزی در خوی می تواند دولت را در رسیدن به این هدف و توسعه متوازنی که بدنبالش است کمک کند ونتیجه دهد.

وی با بیان اینکه در ضرورت احیا وساخت بارگاه شمس هیچ شک وتردیدی وجود ندارد تصریح کرد: حتما باید این موضوع مهم فرهنگی در دستور کار مسئولان ودولت تد بیر امید قرار بگیرد؛ بنوبه خودم برای احیا وساخت بارگاه شمس در خوی از هیچ کمکی دریغ نخواهم کرد.

به گزارش ایسنا، مقبره عارف نامی وسلطان عرفا و مراد و استاد مولانا، شمس تبریزی در خوی واقع شده که با وجود وعده های فراوان مسئولان برای احیا وساخت این مقبره تاکنون اقدام موثری صورت نگرفته است.



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
آغاز پخش «لبخند شمس» خوی از سری برنامه های لبخند اقوام
آغاز پخش «لبخند شمس» خوی از سری برنامه های لبخند اقوام

 	آغاز پخش «لبخند شمس» خوی از سری برنامه های لبخند اقوام

به نقل از خبرگزاری مهر : تهیه‌کننده و کارگردان برنامه «لبخند اقوام» با تأکید بر اینکه ایران فقط تهران نیست اعلام کرد این برنامه تلاش جدیدی در راستای پیوند طنز پارسی و ادبیات سایر اقوام ایران اسلامی است.
امیر قمیشی تهیه‌کننده و کارگردان «لبخند اقوام» که پیش از این تجربه ساخت مجموعه‌های طنز ادبی «قندپهلو»، «لبخند تهران» و «لبخند صلواتی» را پشت سر گذاشته است به خبرنگار مهر گفت: برنامه «لبخند اقوام» متناسب با موضوع هر بخش عنوانی دیگر می گیرد مثلا «لبخند شمس» به عنوان اولین تجربه برای پیوند هر چه بیشتر ادبیات فارسی با زبان ترکی آذری است و همچنین نکوداشت هنرمندان و ادیبانی که در این راستا آثار ماندگاری آفریدند.

آغاز «لبخند اقوام» کنار آرامگاه شمس تبریزی

وی ادامه داد: سردبیری برنامه «لبخند شمس» را به ناصر فیض که خود علاوه بر مدیریت دفتر طنز حوزه هنری سابقه زیادی در پژوهش و ترجمه آثار ادبیات ترکی آذری داشته، سپردم و این برنامه در شهرستان خوی در کنار آرامگاه شمس تبریزی ضبط و تولید شد.
قمیشی یادآور شد: «لبخند شمس» با بزرگداشت ساعد باقری شاعر سرشناس و سراینده سرود جمهوری اسلامی‌ ایران و گذری بر سروده‌های آذری وی آغاز شده و طی 10 برنامه ضمن شعرخوانی شاعران ترک زبان به دو زبان فارسی و ترکی آذری اجرای قطعات فرهنگ عامه منطقه توسط آتش تقی پور را در این برنامه شاهد هستیم.

نکوداشت نصیریان برای بازی با لهجه آذری

وی افزود: برنامه با مروری بر داستان‌های مثنوی در قالب‌های طنز ادامه پیدا کرده و با نکوداشت علی نصیریان به پاسداشت ایفای نقش‌های ماندگار او در ساخته‌های زنده یاد علی حاتمی‌ چون «هزاردستان» و «کمال الملک» با زبان فارسی و لهجه آذری به پایان برنامه می رسیم.

این تهیه‌کننده با تشکر از مهمان نوازی مردم خوی، فرماندار، شهردار و اعضای شورای این شهر، زمان پخش «لبخند شمس» را از عید سعید غدیر از شبکه آموزش سیما اعلام کرده و افزود: پخش برنامه لبخند اقوام با عنوان پرده اول لبخند شمس خوی به مدت 10 شب از عید غدیر خم آغاز شده و سپس ادامه این مجموعه در قالب «لبخند اقوام» پس از ماه محرم و صفر در سایر نقاط ایران و در میان سایر اقوام چون کرد، بلوچ، مازندرانی و... با هدف پیوند هرچه بیشتر زبان فارسی به عنوان مرجع با سایر زبان‌ها و گویش‌های اقوام ایرانی ادامه پیدا می‌کند.
گفتنی است اجرای «لبخند شمس» را ناصر فیض و شهرام شکیبا به عهده داشتند و بازیگرانی چون مینا جعفر زاده، حسین محب اهری، آتش تقی پور، علی نصیریان، و گروه دف نوازی راینیکا در این برنامه حضور یافته و روایت دیدار شمس و مولانا نیز از دیگر بخش های این برنامه بود.


مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
شب بیاد ماندنی فرهنگ وهنر خوی در نیشابوربرگزار شد.
شب بیاد ماندنی فرهنگ وهنر خوی در نیشابوربرگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان غربی، هفته فرهنگی نیشابور باحضور مسوولانی از شهرهای خوی، شیراز وكرمان در محل تالار سیمرغ نیشابور برگزار شد.

در شبی كه بنام فرهنگ و هنر خوی نامگذاری شده بود كاروان فرهنگ وهنر خوی متشكل از گروه های موسیقی، نمایش وشعرا برنامه های خود را با شور واشتیاق اجرا كردن واین اجرا مورد استقبال حاضران قرار گرفت.

اجرای موسیقی و رقص آذری در قالب های رقص محلی ورقص چوپانی وشعرخوانی واجرای نمایش زندگی شمس به همراه چند سخنرانی و اهدای لوح سپاس از برنامه های شب فرهنگ وهنر خوی در هفته فرهنگی نیشابور بود.

مهندس تیزپاز شهردار خوی در این مراسم با اشاره به قدمت هفت هزارساله این شهر اظهار كرد:امروز افتخار داریم میهمان سفره فیروزه ای خیام و عطار در نیشابور هستیم تا یكبار دیگر فریاد دوستی وپیوندمان را با نیشابور نشان دهیم.

وی ادامه داد: شهر خوی با برخورداری از موهبت های الهی و آثار ومفاخر تاریخی گرانسنگ وامكانات جغرافیایی یكی از آبادترین و زیباترین شهرهای كشور محسوب می شود.

تیزپاز تصریح كرد: خوی بعنوان نزدیكترین مرز زمینی ایران به اروپا بهترین محل برای ترانسفر مسافران ایران به اروپا وبالعكس می باشد.

وی وجود مفبره شمس را نشانی از وجود عشق وایمان در مردمان خوی عنوان كردوگفت:امكانات و زیر ساخت های گردشگری و فرهنگی خوی برای استقبال وپذیرایی از گردشگران وعلاقه مندان آماده است.

مهندس صادق هوشمند عضو شورای شهر نیشابور با تجلیل از اجرای برنامه های كاروان فرهنگ وهنرخوی اظهار كرد: اكنون خوی بعنوان قطب مهم فرهنگی ومذهبی محسوب می شود، و آوازه این شهربه كل كشور رسیده است.

هوشمند خواستار همكاری های بیشتر در زمینه های مختلف با شهر خوی شد.

به گزارش ایسنا :برگزاری شب فرهنگ وهنر خوی درنیشابور درراستای تفاهم خواهر خواندگی بین دو شهر خوی ونیشابوركه در سال 90انعقاد شده بود، اتفاق افتاد.



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
ضبط تلویزیونی برنامه ی معرفی ادبیات ، نمایش و شعر ترکی آذربایجانی در خوی
ضبط تلویزیونی برنامه ی معرفی ادبیات ، نمایش و شعر ترکی آذربایجانی در خوی


ضبط تلویزیونی برنامه ی معرفی ادبیات ، نمایش و شعر ترکی آذربایجانی در خوی


ضبط تلویزیونی برنامه ی معرفی ادبیات، نمایش و شعر ترکی آذری در خوی واقع در «مزار شمس تبریزی خوی»

این برنامه با عنوان « لبخند شمس »در ۱۰ شب و با حضور هنرمندان سینمای کشور : علی نصیریان ، پرویز پرستویی ، آتش تقی پور ، مینا جعفرزاده ، رضا ناجی و….و شاعران آذربایجانی و با هدف معرفی شهر خوی به خصوص مزار شمس تبریزی اجرا می شود.

مجری برنامه شهرام شکیبا و رضا فیض مشکینی هر دو از شاعران و طنز نویسان کشور هستند.

کونتاکتور برنامه های لبخند شمس

شعر خوانی :
شعر طنز ترکی آذری
شعر ترکی آذری توسط آتش تقی پور هنرمند سینما و تلویزیون
غزل ترکی آذری از غزلیات ساعد باقری توسط خود شاعر
شمس خوانی :

قرائت مقالاتی از مقالات شمس تبریزی توسط ساعد باقری

نمایشنامه خوانی ترکی آذربایجانی



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
گشتی در قونیه به مناسبت بزرگداشت مولانا
گشتی در قونیه به مناسبت بزرگداشت مولانا / سحر آزاد

 گشتی در قونیه به مناسبت بزرگداشت مولانا / سحر آزاد

نه تابلویی نصب شده، نه نوشته‌ای به زبان انگلیسی، اما با هیاهو و فریاد به سمتمان می‌آید و ما بی‌خبر از اینکه چه جرمی مرتکب شده‌ایم سعی می‌کنیم از روی ایما و اشاره بفهمیم منظورش چیست. سرانجام یکی از ما متوجه می‌شود، عکسبرداری و فیلمبرداری ممنوع است و اطمینان می‌دهیم که تنها نظاره‌گر خواهیم بود. اینجا مزار مولانا در قونیه است، شاعری ایرانی که اکنون نه‌تنها برای ایرانیان بلکه برای بسیاری از مردم کشورهای دنیا نامی آشناست؛ نامی که در کنار تمام توصیفاتی که در مورد شعر و شخصیت او می‌شود، برای ما یک صفت دیگر هم به همراه دارد و آن «ایرانی»بودن است.
میانه تابستان است و چند روزی از عیدفطر که برای مردم ترکیه نیز یکی از عیدهای مهم به شمار می‌رود، گذشته است، با این‌حال نه مناسبتی برای بزرگداشت مولاناست نه سالروز میلاد و درگذشت او؛ اما اینجا حتی در ظهر یکی از گرم‌ترین ماه‌های سال هم شلوغ است. کسانی که مسافر آنکارا هستند، می‌توانند یک‌ساعت‌ونیمه با قطار به قونیه بروند. در ایستگاه قطار نقشه رایگانی در اختیار مسافران قرار داده می‌شود که مناطق دیدنی و مزار مولانا مشخص شده است. ایرانیان مقیم ترکیه می‌گویند قونیه، مذهبی‌ترین شهر این کشور است و از روی پوشش و رفتار مردم به راحتی می‌توان متوجه این موضوع شد. قونیه، شهر بزرگی نیست و در یک روزه آن‌هم پیاده به راحتی می‌توان تمام شهر را تماشا کرد. در مسیری که روی نقشه به سمت مزار مولانا نشان داده شده است، چندین مسجد و بنای تاریخی وجود دارد. مزار مولانا هم در انتهای خیابانی است که به یکباره وسیع می‌شود و محوطه گسترده‌ای با سنگفرش‌های خاکستری دیده می‌شود که گنبدها و نماها، نشان‌دهنده رسیدن به مقصد اصلی است.
اشعار ترک
دورتادور این محوطه را مغازه‌هایی دربر گرفته‌اند که کالای اصلی‌شان، سوغات قونیه است. لیوان و مجسمه، گردنبند، تابلو و جاکلیدی‌هایی که همگی در یک چیز مشترک هستند و آن اجرای مراسم سماع است. یکی از فروشندگان می‌گوید پاییز که می‌شود، ایرانیان زیادی به اینجا می‌آیند. وقتی می‌گویم شعرهای فارسی مولانا را هم شنیده‌ای، می‌گوید مولانا یک ترک است و اشعارش را به زبان ترکی می‌خوانم.
در ورودی مزار مولانا جمعیت نسبتا زیادی برای خرید بلیت در صف ایستاده‌اند. در میان آنها، عروس و دامادی که در روز عروسی‌شان به مزار مولانا آمده‌اند، بیشتر از بقیه در مرکز توجه هستند. مقبره مولانا در یک حیاط گرد قرار گرفته که اتاقک‌های کوچکی دور تا دور آن قرار دارند. بازدیدکنندگان مجبورند در صف بایستند تا به نوبت وارد یک اتاق شوند. در ورودی هر اتاق هم در مورد پیشینه و اشیایی که به نمایش گذاشته شده، توضیحاتی داده شده است همچون لباس‌ها، تسبیح‌ها، کتاب‌هایی به زبان فارسی و عربی و مردان عروسکی که معمولا روایت‌کننده بخشی از مراسم سماع و میراث مولانا هستند. یکی از اتاق‌ها به شمس تبریزی، یار دیرین مولوی اختصاص داده شده است هرچند در هیچ سطر بروشوری که در ورودی اتاق قرار دارد، اشاره‌ای به ایرانی‌بودن او نشده است.
حوضچه‌ای در گوشه‌‎ای از حیاط، محل وضوگرفتن برخی از گردشگران است. وضوگرفتن آنها که تمام می‌شود، تعدادی از جوانان دور آن می‌ایستند شاید که سکه‌های‌شان در سوراخ میانی حوض بیفتد. در امتداد حیاط، مقبره مولانا با تابلویی که بر سردرش نوشته شده است «یا حضرت مولانا» فضای متفاوت‌تری با دیگر اتاق‌ها ایجاد کرده است. کسی اجازه واردشدن با کفش را ندارد و در ورودی آن زنان و مردانی در حال دعاکردن ایستاده‌اند، صدای ذکر بعضی‌ها را هم می‌توان شنید. اینجا، اصلی‌ترین بخش مزار مولاناست که مقبره او به همراه تعدادی دیگر از نزدیکانش در آن قرار دارد. جدابودن بخش زنان و مردان، نورهای سبز و احترام مردم، فضایی سنگین را ایجاد می‌کند. هیچ علامت و نوشته‌ای نیز مبنی بر ممنوعیت عکاسی و فیلمبرداری نصب نشده است. برخلاف اتاق‌های قبلی که عکاسی آزاد بود، یکی از خادمان همین که دوربین را در دست ما می‌بیند با صدای بلندی به سمتمان می‌آید و بالاخره ما را متوجه می‌کند که اجازه عکاسی و فیلمبرداری نداریم.
ایرانی یا عراقی؟
بعد از خروج از مقبره، روی سکویی در حیاط نشسته‌ایم و مشغول تماشای چندثانیه از فیلمی هستیم که توانسته بودیم از محوطه داخلی بگیریم. پسرک هشت‌ساله‌ای که پابه‌پای ما به مانیتور تبلت خیره شده، یکباره تکرار می‌کند: «forbidden». می‌خواهد به ما بگوید اجازه فیلمبرداری نداشته‌ایم. سر صحبت را که باز می‌کنیم، پدرش می‌گوید از کردهای ترکیه هستند اما در دانمارک زندگی می‌کنند. از ما که می‌پرسد، می‌گوییم ایرانی هستیم و او می‌گوید: «عراق؟» می‌گوییم ایران و بعد از چندبار تکرار نام کشورمان تازه متوجه می‌شود اهل کجاییم. توصیه می‌کند روز شنبه هم به اینجا بیاییم تا مراسم سماع را که هر شنبه ساعت 9شب از سوی شهرداری قونیه برگزار می‌شود، تماشا کنیم. می‌خواهیم بپرسیم شما که ایران را نمی‌شناسید چگونه مولانا را شناخته‌اید اما تنها به پرسیدن بخش دوم سوال اکتفا می‌کنیم و بعد از اینکه جواب می‌دهد «مولانا را از روی اشعار ترکی شناخته‌ام» خودبه‌خود سوال اول منتفی می‌شود و به این فکر می‌کنیم که اینجا مزار مولاناست، شاعری که به زبان فارسی شعر گفت اما ما فارسی‌زبانان در مقبره‌اش غریبه‌ایم.

منبع: روزنامه شرق 12 مهر



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
نماینده مردم خوی در مجلس در گفت‌وگو با تسنیم:سازمان میراث فرهنگی مقدمات ثبت ملی قلعه کوراوغلو در خوی را فراهم کند
 نماینده مردم خوی در مجلس در گفت‌وگو با تسنیم:سازمان میراث فرهنگی مقدمات ثبت ملی قلعه کوراوغلو در خوی را فراهم کند
نماینده مردم خوی در مجلس در گفت‌وگو با تسنیم:سازمان میراث فرهنگی مقدمات ثبت ملی قلعه کوراوغلو در خوی را فراهم کند

خبرگزاری تسنیم: نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی با دیدار با رئیس سازمان میراث فرهنگی و ارائه نامه ای به وی خواستار ثبت ملی و شناسایی جهانی قعله کوراوغلو در خوی شد.

موید حسینی صدر در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در ارومیه، با اشاره به وجود قلعه کوراوغلو در 5کیلومتری خوی اظهار کرد: اسناد و منابع مختلفی از محققین بنام ایران، ترکیه و آذربایجان و حتی کشور فرانسه وجود دارد که به وجود قلعه کوراوغلو در شهرستان خوی اشاره می کنند.

وی با نام بردن از این اشخاص افزود: پروفسور الکساندر خودزکو، عباسقلی آقا باکیخانوف، آرونووا، محمدحسین طهماسب،رحیم رئیس نیا و مهدی آقاسی در آثار ارزشمند خود، وجود این میراث گرانبهای ایرانی و آذربایجانی در این شهر را بیان داشته اند.

نماینده مردم خوی و چایپاره در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: اکنون محققینی در حال کنکاش در اوراق و زوایای مختلف تاریخ و کتب منبع هستند تا اسناد دیگر وجود این قلعه در خوی را به علاقه‌مندان و مراکز علمی و پژوهشی اعلام کنند، بنده معتقدم با اتمام کار این پژوهشگران، این منابع چندین برابر خواهند شد.

حسینی صدر با اشاره به دیدار چندی پیش خود با رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور گفت: در دیدار اخیرم با معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور به جد از وی خواستار ثبت ملی و جهانی این قلعه و شروع تمهیدات لازم را از او شدم.

وی با بیان تلاش‌های دولت ترکیه برای ثبت قعله کوراوغلو افزود: دولت ترکیه در هفته اخیر همایشی چندروزه را در مورد کوراغلو برگزار کرده و در تلاش است تا این قلعه را به نام خود ثبت جهانی کند و این درحالی است که منابع مختلف داخلی و خارجی بر وجود قلعه در خوی و در مسیر جاده ابریشم اذعان دارند.

عضو فراکسیون دانشگاهیان مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: در دستور کار گرفتن ثبت ملی و تلاش برای ثبت جهانی این قلعه در یونسکو کاری ضروری و مهم است که بایستی شخص رئیس سازمان میراث فرهنگی و همکارانشان آن را در دستور کار خویش قرار دهند.




مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
شراره کامرانی،شاعره خویی : تنها مسئله زن، عشق و دلداری نیست
شراره کامرانی،شاعره خویی : تنها مسئله زن، عشق و دلداری نیست

شراره کامرانی،شاعره خویی : تنها مسئله زن، عشق و دلداری نیست

گفت‌و‌گو با بانو شراره کامرانی، شاعره جوان خویی ساکن تهران و دارای شش مجموعه شعر


، شراره کامرانی شاعر شش مجموعه شعر از جمله «خطوط شکسته»، «خاطرات بی تاویل» و «پناه بر سکوت» در گفت و گو با دخت ایران به طرح مسائلی درباره شاعران و شعر زنان پرداخته است.

به عنوان بانویی که در حوزه شعر و ادب فعال هستید مشکلات کلی زنان شاعر، اعم از مشکلات چاپ و مجوز و توزیع و تبلیغ را چطور دیده و تجربه کرده‌اید؟
من اساسا ضرورتی به تفکیک شاعران زن و مرد نمی‌بینم، چرا که اساسا این‌گونه مشکلات خاص شاعر مرد یا زن نیست و به طور کلی مسائلی است که گریبان‌گیر شعر معاصر است. این مشکلات عمومی است، متاسفانه امروز ناشرها با وانمود به انجام فعالیت صرفا فرهنگی، به تغافل جامعه از مباحث اقتصاد فرهنگ دامن می‌زنند.

البته ناشرها هم حق دارند؛ چه کسی است که بنگاهی را راه بیاندازد و به فکر تامین مالی نباشد! اگر کسی این حرف را بگوید، باید توجه او را به ابتدایی‌ترین مباحث اقتصاد جلب کنیم؛ اما حرف من این است که ناشرها با تظاهر به غیرسودآوری کتاب در روزگاران اخیر و اخذ تمام و کمال هزینه‌های چاپ و انتشار از مولف و سپس فروش کتاب، حتی به سودی بیشتر از سود مورد انتظار دست می‌یابند، در حالی که وانمود می‌کنند چاپ کتاب برای ناشرها زیان‌آور است. این مسئله را از زوایای دیگری هم می‌توان نگاه کرد. به طور مثال، تصور کنید حال شاعر جوان بی‌کاری را که در عین تمام مضایق، پول انتشار کتاب را تهیه می‌کند و در بهترین شرایط و از شریف‌ترین ناشرها به جای حق‌التالیف نسخه‌هایی از کتاب خودش را هدیه می‌گیرد! تازه در دردسر دیگری به نام «با این همه کتاب چه کنم؟» می‌افتد.

به این وضعیت عدم فعالیت ناشر در تبلیغ و معرفی کتاب را هم اضافه کنید این مسئله نیز تبعات خودش را دارد که در جای دیگری به آن باید پرداخت و به طور کلی همه این موارد در یک نظام متقابل وابسته باعث پیدایش کانال‌های غیررسمی معرفی و توزیع کتاب می‌شوند و کانال‌های غیررسمی همواره مستعد آسیب‌های محتملی هستند. به طور مثال شاعر دوره می‌افتد و کتابش را به این فرهنگسرا و آن فرهنگسرا به این کتاب‌فروشی و آن کتاب‌فروشی به این آدم و آن آدم نشان می‌دهد! مگر کار مولف، دوره‌فروشی است؟ به عبارت دیگر، هنوز که هنوز است در کشور ما نویسندگی به عنوان فعالیتی حرفه‌ای جانیفتاده است و روند کار به این‌صورت نیست که مؤلف اثری را به عنوان کالایی تولید کند و آن را به شبکه توزیع بسپارد و بهره‌ای از تلاشی که در تالیف کتاب داشته، ببرد؛ بلکه همان طور که گفتم بعد از تالیف خود او نشر و توزیع کتاب را باید برعهده بگیرد.

در سال‌های اخیر مؤلفان جوان در نمایشگاه کتاب مشغول توزیع کتاب‌های خود می‌شوند. در این میان نیز رفتارهایی از آنها سر می‌زند که نه حرفه‌ای است نه اخلاقی. من این رفتارها را تا حدود زیادی از پیامدهای وضعیت حاضر می‌بینیم و معتقدم سیستم بیمار نشر، موجد و پذیرای آن می‌شود؛ به طور مثال این گروه شاعران «خود کتاب فروش» یا «کتاب خود فروش» در غرفه‌ها مانع از دیده شدن و توزیع آثار دیگر شاعران می‌شوند؛ چرا که به طور مستقیم کتاب خودشان را به خریدار توصیه می‌کنند و یا خریدار از همه جا بی‌خبر در مواجهه با صاحب اثر و در فضای نمایشگاه، تحت تاثیر اقتدار مولف و محیط، کتابی را می‌خرد که نویسنده آن، آن را به او می‌فروشد. این مسئله آثار و پیامدهای بدی دارد و در جهت دادن یا حتی تغییر ذائقه ادبی جامعه تاثیر زیادی دارد، چرا که آن مولف جوان برای جبران هزینه‌های انتشار کتاب به هر طریق سعی می‌کند مخاطب غرفه را دست پر به خانه برگرداند و در یک نگاه کلی این گروه مخاطبین با تعدادی کتاب خاص به خانه برمی‌گردند که به لطایف‌الحیل به آن‌ها فروخته شده است و البته گمان آن‌ها بر این است که لابد این کتاب‌ها بهترین کتاب‌های سال هستند که می‌شد در این نمایشگاه آن‌ها را خرید! به هر حال صنعت نشر و توزیع کتاب ما به شدت بیمار است و به نظر من درمان آن منوط به تکمیل چرخه این صنعت به شکلی سالم و معتمد است.

در چرخه کنونی به صورتی مفتضحانه مؤلف‌ها می‌نویسند، چاپ می‌کنند و به صورت مویرگی آن را توزیع می‌کنند! در چرخه سالم تقسیم کار وجود دارد و هر کس به نسبت تخصص و کار خود از نتایج کار بهره می‌برد.

در خصوص مجوز چطور؟
در خصوص مجوز هم به هر حال محدودیت‌هایی وجود دارد. عموما هر کسی در هر جایی از قوانین موضوعه محیطش تمکین می‌کند و در چهارچوب قانون محدودیت‌هایی هست که من نامشان را در کشور خودمان «معذوریت» می‌گذارم و به طور مثال امروز اگر کتابی برای ترجمه به من پیشنهاد شود، یکی از ابتدایی‌ترین وجوهی که در نظر می‌گیرم، تطابق فرهنگی محتوای کتاب بافرهنگ جامعه‌ام هست؛ بنابراین از ترجمه اثری که در آن رکاکت زبانی و محتوایی باشد، پرهیز می‌کنم و می‌گویم دستگاه فرهنگی ما از انتشار این کتاب «معذور» است؛ اما برخی محدودیت‌ها اساسا هویت دیگری دارند و گاه بر مبنای کارشناسی‌های سخت‌گیرانه در مبادی مربوط اتفاق می‌افتند. هنگام انتشار یکی از کتاب‌هایم، شعری را که برای حضرت زینب گفته بودم از چرخه خارج کردند.

این شعر را بسیار دوست دارم و مبنای تحلیل کارشناسان محترم این بود که «شما گفته‌اید یزید زیباست»؛ و صدای من به جایی نمی‌رسید که بگویم «برادر یا خواهر محترم و کارشناس! شعر را از ابتدا تا انتها بخوانید و بعد بگویید چرا من این فراز را در شعر آورده‌ام؟»

در این میان زنان شاعر بیشتر به طرح چه موضوعاتی می‌پردازند؟
شعر زنان ما دارد به سمت یک جور شخصی‌نویسی می‌رود که بیشتر به خاطره‌نویسی پهلو می‌زند، این اتفاق را از دو زاویه می‌توان بررسی کرد: اولی که اتفاقا بد نیست، این است که وضعیت جامعه در شعرها منعکس می‌شود و گاه این شعرها می¬توانند به¬عنوان اسناد اجتماعی- فرهنگی کارکردهای مفیدی داشته باشند. دومی، اما نقطه‌ضعفی است که به شعر معاصر به شدت ضربه می‌زند؛ عموما این شاعران نمی¬توانند خاطرات زندگی روزمره و شخصی¬شان را به زندگی اجتماعی پیوند بزنند؛ مثلا هنگامی که کسی از بیکاری می‌سراید در دو لایه باید هم دردش را برون‌ریزی کند و هم ساختارهای اجتماعی را در ایجاد این درد به چالش بکشد... اگر این اتفاق بیافتد آن وقت شعر وی سندی اجتماعی نیز خواهد بود.

متاسفانه من در شعر این قشر، کمتر با این ویژگی برخورد داشته‌ام و تا بوده بیان مکرر خاطرات عاطفی نخ نمای نسلی از زنان است که انگار با هویت اجتماعی واقعی زن امروز ایرانی بیگانه‌اند و در کنجی نشسته و به شیوه عاشقان و معشوقان کلاسیک از دست یار می‌نالند.

آیا این خاطره‌نویسی به انزوا‌طلبی زنِ شاعر برمی‌گردد؟

اگر صحبت بر سر زنانی است که چند سالی در عرصه ادبی فعال بوده‌اند و آثاری منتشر کرده‌اند، این صحبت شما می‌تواند مقرون به واقعیت باشد. در این صورت می‌توان گفت شاعران ما از برون‌گرایی به سمت درون‌گرایی سوق یافته¬اند. از اجتماعی نویسی به شخصی نویسی روی آورده‌اند؛ و درست در همین جاست که می‌‌توان ساختارهای اجتماعی را بررسی کرد و دریافت که چطور هنرمند از جامعه سرخورده شده است و به انزوای خود پناه آورده است؛ اما حقیقت غیر از این است و متاسفانه رویکرد این دسته از زنان شاعر از کتاب اول تا کتاب حاضر بر همین منوال است و جمع‌گرایی اتفاق نیفتاده تا پس از سرخوردگی به تفردجویی برسند.

زنان در آثارشان چه تعریفی از جایگاه و شخصیت زن ارائه می‌دهند؟
در بخش عظیمی از ادبیات معاصر «زن» موجودی غمگین و منفعل تصور می¬شود. اغلب دست و پا بسته است و متاسفانه با مشخصات زن امروزی کاملا منطبق نیست و یا تنها وجوهی از جمله وجوه ظاهری از معاصر بودن او در شعر بازتاب می‌یابد. در صورتی که زن امروزی عمدتا کار می‌کند، نیاز مالی او مرتفع شده و بنابراین وابستگی او به مرد، متمایز از گذشته است. او اهل تعقل است و تصمیم می‌گیرد و مراحل تکامل اجتماعی را پله‌پله طی می‌کند؛ بنابراین نوشتن از این زنانِ فعال اجتماعی و بازتاب ویژگی‌های واقعی زنان در جامعه امروزی تا حدود زیادی مغفول واقع شده است. انگار هنرمندان فراموش کرده‌اند تنها مسئله زن، عشق و دلدار نیست و شخصیت زن امروز دارای وجوه متعددی است که می‌توان به آن‌ها پرداخت.

من معتقدم به رغم انقلاب اسلامی و فضای دمکرات‌تر متاثر از انقلاب و آموزه‌های مثبت دینی در خصوص فعالیت‌های اجتماعی و هویت‌ساز زنان، هنوز هم با آن فضای آرمانی فاصله داریم، اما شرایط این قدر منفعلانه هم نیست که در شعر انبوهی از زنان شاعر به تصویر کشیده می‌شود.

هنگامی که شاعر شعر می‌گوید، قرار نیست آن را تنها برای مادرش بخواند، اثر منتشر می‌شود و در واقع اثر هنری در کنش و واکنش بین هنرمند و جامعه است که معنا می‌یابد. پس قرار است و فرض است که این اثر نوشته شود تا تاثیری بر کسی یا کسانی داشته باشد، چرا که اساسا اثر هنری اگر فاقد درجه اثردهی باشد، فاقد درجه هنری هم هست. پس آثار هنری دارای تاثیر در جامعه هستند و ای بسا آثار هنری که حتی در تغییرات اجتماعی جوامع مؤثر واقع‌شده‌اند. من اعتقاد دارم امروز چنانچه در آثار هنری تصویر واقعی¬تری از زنان نشان داده شود، باعث تعمیق خود¬باوری این قشر در جامعه خواهد بود؛ کاری که متاسفانه اغلب هنرمندان از آن غافل هستند. فکر می‌کنم هنرمندان خصوصا شاعران زن باید در جستجوی شناخت‌های واقعی‌تری از جامعه و هویت زن امروز باشند تا بتوانند واقعیات مربوط را بازتاب دهند.

عواطف زنانه در شعر آیا به خوبی انعکاس داده می‌شود؟
به تبع همان نگاهی که گفتم، عواطف نیز در شعرها بسیار منفعلانه است. مدام شکوه از معشوق است که در شعرها تکرار می‌شود. زنان ما هنوز درگیر عواطف منقضی معشوقه‌های کلاسیک هستند. هنوز نگاهشان به معشوق کلاسیک است. به‌روز نشده‌اند. عمیق نیستند و مخلص کلام پشت این عواطف، عمدتا اندیشه‌ نیست.

شاعران زن بیشتر در اشعار خود به مسائل اجتماعی می‌پردازند یا عاشقانه؟
همان طور که از مضمون این مصاحبه بر می‌آید و در ادامه شخصی نویسی‌های رایج، بیشتر زنان شاعر به عاشقانه‌نویسی عادت کرده‌اند و متاسفانه این عاشقانه نویسی گاه دچار درجات بالایی از ابتذال است. هرگز نمی‌پذیرم عشق در دنیای معاصر مبتذل است. برخی مفاهیم از قاموس خود کوتاه نمی‌آیند. عشق در تمام فرهنگ‌ها و زمان‌ها دارای هاله مقدسی است که مانع از اهانت به آن می‌شود. این را عاشقان واقعی می‌فهمند. من این عواطف زودگذر را در رسته عشق دسته‌بندی نمی‌کنم. انسان معاصر در طول روز هویت‌های متکثری دارد. کار می‌کند، دانشجوست، مادر است، محقق است و ....

او در تمام هویت‌های خود نمی‌تواند عاشق باشد و چهره‌های سطحی که از عشق به نمایش گذاشته می‌شود از همین جا نشات می‌گیرد و همین است که فرد شب عاشق است و صبح، فارغ و به این ترتیب عشق هم در آثار این شاعران به مفهوم واقعی یا عشق با مختصات امروزی نیست، بلکه شبحی از گرایشاتی است که با عشق اشتباه گرفته شده است.

باید بپذیریم عشق‌های چندوجهی یا عشق‌های متعدد و متکثر بیش و پیش از آن که یک مسئله اجتماعی باشند، یک مسئله فردی هم هستند و در این مسئله باید نقش تک‌تک افراد را بر جامعه بررسی کنیم. اگر امروز می‌خواهند راجع به عشق در شعرشان صحبت کنند باید صحبتشان منطبق بر مشخصات زن و مرد امروزی باشد و به عنوان مثال مضمون شعر متمرکز بر این مفهوم باشد که دو دلدار می‌خواهند یکدیگر را ببینند، اما ساعات کاری یا ترافیک عصرگاهی و ... مانع می‌شود. جزییات شعر باید بر جزییات واقعی زندگی امروز مبتنی باشد و زنان به عتاب و خطاب عاشقانه سنتی اکتفا نکنند.

فضای نقد را در حوزه شعر زنان چگونه می‌بینید؟
بسیار بسیار مغرضانه و بیمار.

می‌توانیم بگوییم سرکوب‌گرانه است؟
سرکوب‌گرانه؟ بله می‌توانیم این لفظ را به کار ببریم. در بیشتر فضاهای موجود، نقدنویسی بر اساس زد و بندهای گروه‌های دوستان اتفاق می‌افتد. افراد به دو دسته «خودی» و «غیرخودی» تقسیم می‌شوند و اگر دوستان شاعری در فلان روزنامه مشغولند، بنابراین برای او فضای نقد مثبتی ایجاد می‌کنند، در حالی که برعکس این حالت هم قابل تصور است. اصلا گاهی همین در روزنامه نشستن می‌شود سکوی پرش و هر کسی به طمع استفاده از فضای روزنامه، آن مسند نشین را با نقدهای متناوب و متواتر می‌نوازد. اساسا فضای نقد – جز در مواردی معدود – حرفه‌ای نیست و به موضوعات شعر به صورت سطحی پرداخته می‌شود. شعر فقط صورت خیال نیست و آیینه‌ای است از زندگی فردی و اجتماعی شاعر؛ اما عمدتا پیوند اثر هنری با جامعه در نقدها مغفول است.

به نظر شما شبکه‌های اجتماعی در فضای ادبی ما کارکرد مفید و مناسب خود را پیدا کرده است؟

جدا از مباحث اسارت انسان به وسیله تکنولوژی، فرض بر این است که ابزارهای اطلاعاتی باید مفید باشند. در کشور ما هم در ابتدا طیف وسیعی از خوانندگان و مؤلفان از این شبکه‌ها استقبال کردند اما به مرور، کژکارکردهای این ابزارها در جامعه هنری رخنمون شدند؛ مثلا بسیاری از شاعران عامه‌پسند با سنجاق کردن تصاویر آن چنانی از خود آمار «لایک» صفحاتشان را بالا می‌برند.

تمام این مراتبی که از ابتدای این مصاحبه عرض کردم، در یک نظام متقابل به هم وابسته بر اجزاء اندامی به نام ادبیات تاثیر دارند و همین است که به مرور در این وادی با موجودی عجیب‌الخلقه مواجه می‌شویم که برخی اندامش به شدت ورم کرده‌اند و برخی اندام آب رفته‌اند. همین است که یک شاعر درجه چندم به اتکای دفعات کلیک مخاطبینی که با ابزار کمکی به خواندن شعر او آمده‌اند، در نظر ناشر – که در جستجوی خریدار کتاب است – شاعر مطرحی می‌شود و همین است که مردم از قوه شناخت شعر خوب و درک و لذت آن محروم می‌مانند. به هر حال شبکه‌های اجتماعی ابزاری برای ارتباط هستند که در دنیای معاصر نمی‌توان از آن‌ها چشم‌پوشی کرد.

اوضاع و احوال جلسات نقد و انجمن‌ها را به چه شکل می‌بینید؟
وقتی در اندامی نقص ساختاری هست، اجزاء دیگر هم در معرض نقص هستند. روزانه شاهد برپایی جلسات ادبی بسیاری در سطح شهر هستیم. این جلسات اگرچه فی نفسه بد نیستند، اما عمدتا به تکرار رسیده‌اند. با گذشت زمان هر کدام از این انجمن‌ها تبدیل به قرارگاه اکیپ خاصی از شاعران می‌شوند... به نوعی محفل‌های دوستانه و دور همی که بیشتر باعث گذران وقت می‌شود تا نقد و بحث و آموختن.

تصویرگرایی و جزئی‌نگربودن در شعر زنان بسیار پررنگ است، به نظر شما این دو چه اندازه می‌تواند به قوت شعر زنان کمک کند؟

تصویر طبعا بسیار کمک کننده است. تصویر جان شعر است. گاهی حتی هنگام رانندگی به یاد تصویری از شعری می‌افتم و لذت می‌برم؛ اما جزئی‌نگری: انسان امروز اساسا باید تفاوت¬هایش را عیان کند؛ چرا که دنیای مدرن، هویت‌های فردی را منکوب می‌کند. همه یا کارمندند یا کارگر و ... به هر حال نقش‌های نزدیک به هم دارند. به عبارتی کارخانه جهانی‌سازی، به تولید افرادی می‌اندیشد که شبیه به هم باشند.

پس تاکید بر فردیت و خرده فرهنگ‌ها و خرده روایت‌ها می‌تواند ارزشمند باشد به شرط این‌که این فردیت در پیوند با جامعه دیده شود نه به عنوان امری قائم بر ذات. در غیر این صورت، سرانجام این شخصی‌نویسی‌ها، خاطره‌نویسی است. بی هیچ ارزش‌گذاری منفی نسبت به ژانر خاطره‌نویسی، می‌گویم دفتر شعر نباید دفتر خاطره باشد. چرا که مراجعه من مخاطب به شعر برای بهره‌مندی از شعر است و عجالتا قصدی برای شنیدن این همه خاطره تلخ و شیرین ندارم.

بیست و هفتم شهریورماه روز بزرگ داشت استاد شهریار و روز شعر و ادب فارسی است. نظرتان درباره‌ی این روز از چه قرار است، اقدامات مسئولین و آنچه که شما در بزرگداشت‌های این‌چنینی تجربه کرده‌اید در چه مسیری اتفاق افتاده‌اند؟
ابتدا به ساکن و با ادای احترام و ارادت نسبت به مقام ادبی شاعر شهیر ادبیات کشورمان مرحوم شهریار، باید بگویم نام‌گذاری سالروز تولد ایشان به عنوان روز شعر و ادب پارسی، نامی با مسمی نیست و اگر قرار است چنین نام‌گذاری انجام شود این عنوان بدون شک با توجه به نقش پرتاثیر نیما یوشیج، به این شاعر می‌رسد. در وهله دوم باید عرض کنم در سال‌های اخیر اخباری در خصوص برگزاری جلساتی در این روز می‌خوانیم و می‌شنویم و در برخی سال‌ها به ضیافت یا جلساتی به همین مناسبت دعوت می‌شویم؛ اما حقیقت آن است که هر کدام از این دست جلسات، نسبت واقعی با روز شعر و ادب فارسی ندارند و عمدتا برنامه‌هایی هستند که در هر کدام از ایام سال و توسط هر فرهنگ خانه یا موسسه دیگری قابل برگزاری هستند و به عبارت دیگر برنامه‌های اجرا شده در این سال‌ها به هیچ‌وجه در شان این نام‌گذاری نیستند.

روز شعر و ادب فارسی عنوان بسیار بزرگی است و شایسته است به این مناسبت مهم‌ترین برنامه‌های ادبیات کشور که دارای تاثیرات ملموس و واقعی بر ادبیات کشورمان باشند، برگزار شوند و پشت سرگذاشتن این روز به مثابه دیگر روزها -حتی مناسبتی- شانیت این نام‌گذاری را زیر سئوال برده است. من این ایراد را در لایه‌های عمیق¬تری از بنیان‌های فرهنگی کشور جستجو می‌کنم و هرچه پیش می روم بیشتر متوجه می شوم انگار توقع برآورده شدن این انتظار، اساسا «در کشور ما انتظاری به جا نیست و اصولا» قابل به جا آوردن نیست؛ چرا که در کشور ما و به رغم تمام ادعاها در سطوح مختلف، ظاهرا فرهنگ در اولویت نیست و در هنگام تصمیم‌گیری‌ها اگر بنا باشد از چیزی صرف‌نظر شود، آن گاه فرهنگ در اولویت قرار می‌گیرد و بنابراین تجارب من به من می‌گوید بزرگداشت ابتر روز شعر و ادب پارسی - به عنوان یکی از نمودهای روبنای فرهنگی کشور - در مسائل و مصائب زیربنایی فرهنگ کشورمان ریشه دارد.

در آخر اگر صحبتی هست بفرمایید.

در فضای جامعه امروز یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی که زنان با آن درگیر هستند؛ مسئله تبعیض است. با وجود اینکه در فضای آرمانی هیچ ضرورتی به تفکیک زن و مرد نمی‌بینم، اما گاهی شاهد مسائلی هستیم که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. بعد از انقلاب و متاثر از فضای دمکراتیک تر انقلاب، ما شاهد حضور زنان در عرصه‌های مختلف اجتماع بوده‌ایم، ولی فضای شعر ما در این خصوص دچار یک عقب‌گرد شده است. با وجود اینکه آموزه‌های دینی، ارزش‌های انقلاب و مدیریت کلان فرهنگی کشور بر مشارکت زنان در اجتماع تاکید دارند؛ اما واقعیت آن است که در حوزه شعر، فضا بسیار مردسالار است. تصور کنید شب شعری به مناسبت انقلاب اسلامی برگزار می‌شود، سی شاعر مرد در آن شعر می‌خوانند و یک بانوی شاعر برای شعرخوانی دعوت نمی‌شود؛ و این همان عقب‌گرد از آموزه‌ها و ارزش‌های انقلابی و دینی جامعه است.


از وقتی که در اختیار دخت‌ایران قرار دادید سپاسگذارم.

منبع: سایت دخت ایران



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
آواز خوانی گروه رستاک در جشنواره آفتابگردان خوی
آواز خوانی گروه رستاک در جشنواره آفتابگردان خوی
آواز خوانی گروه رستاک در جشنواره آفتابگردان خوی

رستاک در خوی

همزمان با اولین جشنواره ملی آفتابگردان خوی

پارک ملت خوی میزبان گروه موسیقی بین الملی رستاک

شنیده ها و تبلیغات صورت گرفته حاکی از آن است اعضای گروه موسیقی بین الملی رستاک که یکی از بی نظیر ترین گروه های موسیقی در کشور میباشد به دعوت دبیرخانه جشنواره ملی آفتابگردان در خوی به اجرای کنسرت زنده در فضای باز پارک ملت خوی خواهند پرداخت.

زمان و مکان این برنامه:

زمان:جمعه14 شهریور ماه 93

مکان:پارک بزرگ ملت(محل برگزاری جشنواره ملی آفتابگردان)



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
فرماندار خوی:کنگره ۲ روزه خوی در گذر تاریخ برگزار می‌شود
 فرماندار خوی:کنگره ۲ روزه خوی در گذر تاریخ برگزار می‌شود
فرماندار خوی:کنگره ۲ روزه خوی در گذر تاریخ برگزار می‌شود

خبرگزاری تسنیم: فرماندار خوی گفت: کنگره خوی در گذر تاریخ در روزهای ۲۰ و ۲۱ شهریور ماه و با حضور جمعی اساتید مطرح تاریخ ایران و ترکیه و حضور شهردار قونیه در خوی با هدف معرفی و شناساندن خوی در ادوار محتلف تاریخی برگزار می شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ارومیه، حسین سیوانی اصل امروز در جلسه هماهنگی برگزاری کنگره خوی در گذر زمان که با حضور دستگاه های مرتبط در سالن فرمانداری انجام گرفت، با اشاره به این که اصلی ترین هدف فرمانداری توسعه شهرستان خوی است، اظهار کرد: توسعه ، یک معنی و مفهوم عام داشته و تمام نیازهای مردم در زندگی امروزی را مورد توجه قرار داده و رشد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی هر کدام بخشی از مفهوم توسعه هستند.

وی یکی ازمهمترین معضلات مهم خوی را تعریف نیازهای جدید برای شهرستان عنوان کرد و افزود : نیازها در شهرستان خوی به صورت سنجش نشده اند و اگر ما بتوانیم این نیازها را استخراج کرده و تعریف نمائیم گامی مهم در توسعه شهرستان خوی بر می‌داریم.

فرماندار خوی تصریح کرد: در راستای توسعه شهرستان باید بصورت پایه ای و در تمام جهات حرکت کنیم و این کار مستلزم همکاری تمام دستگاه ها و سازمانهای اداری و اجرایی است.

وی افزود: با توجه به پیش نویس توسعه استان، بخش صنعت معدن و تجارت از اولویت های استان در توسعه و به تبع آن از اولویت های شهرستان در برنامه ریزی برای تحقق توسعه است.

سیوانی اصل با اشاره به وجود ظرفیت های صنعت ، تجارت و بازرگانی خارجی در شهرستان خوی خواستار شناسائی و تبدیل این ظرفیت ها به پروژه های مستند و اجرایی شد.

وی همچنین تصریح کرد: با توسعه در بخش صنعت نباید از بخش های فرهنگی و اجتماعی غافل شویم و با برگزاری جشنواره گلاب گیری که اخیرأ انجام شد و جشنواره تخمه آفتابگردان که در شهریور ماه برگزار می شود، در زمینه توسعه فرهنگی و اجتماعی شهرستان هم باید برنامه ریزی و تمهیدات لازم را داشته باشیم.

فرماندار خوی با بیان اینکه کنگره خوی در گذر تاریخ بیش از یک ماه پیش طراحی شده اعلام نمود : این همایش با دعوت از شهردار قونیه و اساتید برجسته تاریخ ایران و حضور بعضی از اساتید مشهور کشوری و همچنین تعدادی از اساتید دانشگاه های ترکیه در تاریخ 20 و 21 شهریور ماه برگزار می شود که هدف از این جشنواره نیز معرفی و شناساندن خوی در ادوار مختلف تاریخی در سطح کیفی بالا است.



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
شمس تبریزی که نور مطلق است
شمس تبریزی که نور مطلق است
شمس تبریزی که نور مطلق است

در باره مقصد سفر واپسین شمس تبریزی از قونیه، در منابع موجود چیزی نیامده است، اما از اینکه در منابع قدیمی مزار او را در شهر خوی نشان داده‌اند معلوم می‌شود که مستقیماً یا به‌طور غیر مستقیم به خوی رفته است.
قدیم‌ترین جایی که از وجود مدفن شمس تبریزی در خوی ذکری رفته در مجمل فصیحی ( تألیف‌شده در ۸۴۵) است که در حوادث سال ۶۷۲ می‌نویسد: «وفات مولانا شمس‌الدین تبریزی مدفوناً به خوی.» اما گزارش معتبر دیگر در این باره، در منشآت‌السلاطین فریدون بیک است که در گزارش لشکرکشی سلیمان اول سلطان عثمانی به ایران در بازگشت او از تبریز به دیار روم آورده است که در سه روزی که در تابستان ۹۴۲ در خوی گذرانیده سلطان عثمانی «با حضرت سرعسکر سوار شدند و به زیارت مزار شریف حضرت شمس تبریزی مشرف گردیدند.»[۱۵]. با گذشت قرن‌ها آرامگاه شمس تبریزی ویران گردید و از آن منار آجری به نام شمس تبریز بر جای مانده بود.
به تایید سفرنامه جهانگردان مختلف، خاطرات، تذکره ها و نیز به نقل از مقالات و کتب متعدد، از جمله کتاب تاریخ نظم و نثر در ایران (جلد دوم صفحه ۷۳۶) و کتاب مقالات شمس تبریزی به تصحیح دکتر علی موحد (ص ۱۴۷)، مقاله دکتر محمد امین ریاحی در بهار ۷۵ (ص ۲۸)[۱۵]، کتاب مجمل فصیحی تصحیح محمود فرخ، جلد دوم (ص ۳۴۳)، کتاب زندگی و آثار مولانا از بدیع‌الزمان فروزانفر (ص ۲۰۸ و ۳۸)، کتاب منشآت السلاطین اثر فریدون بیک (ص ۹۴)، کتاب شکوه شمس اثر آن ماری شیمل (ص ۵۳۸)، کتاب تاریخ ابراهیم پچوی از نویسندگان معروف خلافت عثمانی؛ آرامگاه شمس تبریزی در خوی شناخته میشده که در تمامی اینها با ذکر منابع و اسناد تاریخی معتبر، مدفن شمس تبریزی را در آذربایجان غربی واقع در شهرستان خوی و در محله ای بنام محله شمس و در کنار مناری باستانی بنام منار شمس تبریزی عنوان نموده اند. اما متاسفانه وقوع زلزله سلماس و خوی به سال ۱۲۲۲ ه.ق و سیل مهیبی که حدود ۱۲۰ سال قبل، درست در محل منار شمس به وقوع پیوسته، باعث تخریب گنبد و بارگاه آرامگاه و همچنین تخریب ۲ منار از ۳ منار موجود شده و بعدها در عصر بی توجهی به آثار باستانی کم کم مدفن شمس مورد بی مهری واقع و به فراموشی سپرده شده است.”جیمز موریه” جهانگردی که در ۱۸۱۳ میلادی از این منطقه دیدن کرده در کتاب سفرنامه خود می نویسد: “در انتهای شمالی شهر خوی مقبره ای وجود دارد که متعلق به ملایی بنام شمس تبریزی است که مردی اهل شعر و دانش و استاد مولوی شاعر بزرگ ایرانی بوده است.به دیدن منارهای آن رفتم که به فرمان شاه اسماعیل صفوی با شاخ شکارهایی که در یک روز انجام داده بوده تزیین شده است…”. “مجمل فصیحی” نیز قدیمی ترین منبع معتبری است که به سال ۸۴۵ ه.ق. نگاشته شده و از وجود قبر شمس تبریزی در خوی دو بار صحبت به میان آورده است. “فصیحی خوافی” در کتاب مجمل فصیحی نیز می گوید: “شیخ حسن بلغاری، خرقه از دست شمس گرفته. پدر شیخ حسن، پیر عمر نخجوانی از معاصران و آشنایان شمس تبریزی در خوی اقامت داشته و مزارش در حوال همین شهر در پیر کندی است…”. شمس تبریزی هم که بصورت درویشی ناشناس سفر می کرده در خوی رحل اقامت افکند و مریدانی یافته و مشهور خاص و عام شد. سرانجام سرشوریده بر بالین آسایش رسیده و در شهر خوی ندای حق را لبیک گفت. مرگ او مرگ درویشی گمنام و مسافری رهگذر نبود بلکه به واسطه طول اقامت در این شهر چنان احترام و اعتبار یافته بود که آرامگاه شایسته ای بر سر خاکش افراشته اند که تا قرنها بعد هم زیارتگاه بوده است”. شاه اسماعیل صفوی نیز که عادت به زیارت قبر عرفا و بزرگان دینی داشته و هر کجا که مقبره ای غیر واقعی و بی اساس می دیده ویران میکرده است؛ ضمن اینکه مدت مدیدی در خوی اقامت می کند دستور می دهد در کنار آرامگاه شمس تبریزی کاخی و باغی برایش عمارت کنند به طوری که هر موقع از درب کاخ بیرون می آمده چشمش به آرامگاه شمس بیافتد.

منبع: سرای امید



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
رئیس انجمن تاریخ تهران گفت: شهر خوی را بسیار با تمدن‌تر و با فرهنگ‌تر از آنچه در تاریخ خوانده بودم یافتم.
رئیس انجمن تاریخ تهران گفت: شهر خوی را بسیار با تمدن‌تر و با فرهنگ‌تر از آنچه در تاریخ خوانده بودم یافتم.
رئیس انجمن تاریخ تهران گفت: شهر خوی را بسیار با تمدن‌تر و با فرهنگ‌تر از آنچه در تاریخ خوانده بودم یافتم.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی آذربایجان‌غربی، «نازنین موفق» در همایش خوی در آئینه‌ی تاریخ که با حضور اعضای انجمن تاریخ تهران و علاقه‌مندان در محل موزه‌ی «اکبری» خوی برگزارشد، با اشاره به ظرفیت‌های ارزشمند شهر خوی در حوزه‌ی تاریخی و گردشگری اظهار کرد: با مطالعه‌ی سفرنامه‌های جهانگردان معروف در خصوص خوی می‌توان عظمت و تمدن کهن این شهر تاریخی را دریافت اما خویی که امروز مشاهده کردم بسیار با فرهنگ‌تر و باتمدن‌تر از آنچه در تاریخ بود، است.

وی با بیان اینکه پس از سال‌ها دغدغه، استرس و زندگی ماشینی، طی سفر به شهرستان خوی به یک حس خوب و آرامش زیبا رسیده‌ام، تصریح کرد: وجود این فضای فرهنگی و آرامش بانشاط موجب شده علما و مفاخر گران‌سنگی از آن بوجود بیایند و خوی اقامتگاه و سرزمین رویایی فرهنگ دوستان، هنرمندان و عارفان بزرگی چون شمس تبریزی و پوریای ولی باشد.

موفق توجه‌ی جدی مسئولان فرهنگی کشور به زیرساخت‌های فرهنگی خوی را خواستار شد و گفت: هم‌اکنون خوی به یک شهر فرهنگی در سطح جهان تبدیل شده است و از این‌رو باید دیدگاه مسئولان نسبت به آن با گستره و افق جهانی باشد.

مهندس «تیزپاز» شهردار خوی نیز گفت: این شهر بعنوان عروس شهرهای کشور، تاریخ پر فراز ونشیبی داشته است و آنچه امروز می‌توان از شهر خوی طراوت و تششع میراث و فرهنگ ارزشمندی را دریافت که چشم هر فرهنگ دوستی را نوازش و خیره می‌کند.

وی افزود: باید زمینه‌های مطالعه و تحقیق در خصوص تاریخ گرانسنگ خوی برای تاریخ پژوهان و علاقه‌مندان بیش از پیش فراهم شود.

مهندس «شریف» رئیس شورای شهر خوی نیز در این همایش گفت: سفر انجمن تاریخ تهران به خوی نشان از توجه و علاقه‌مندی مورخان و اندیشمندان نسبت به تاریخ، فرهنگ و گذشته‌ی شهرهای تاریخی دارد.

شریف آمادگی شورا و شهرداری در حمایت از پروژه‌های فاخر فرهنگی و علمی را اعلام کرد.

اجرای موسیقی اصیل ایرانی در قالب آواز مثنوی شور از ویژه برنامه‌هایی بود که مورد توجه علاقه‌مندان و میهمانان قرار گرفت.

همایش با قرائت مقاله توسط اساتید در خصوص تاریخ و گذشته خوی به پایان رسید.

به گزارش ایسنا، انجمن تاریخ تهران برای شرکت در همایش خوی در آئینه‌ی تاریخ به این شهر آمده بودند که از مراکز فرهنگی و تاریخی شهر نیز بازدید کردند.





مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی در شرف تغییر
مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی در شرف تغییر
مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان غربی در شرف تغییر

یکی از مهمترین برنامه ها و اهداف استراتژی دولت تدبیر و امید به ریاست دکتر حسن روحانی ، هموار نمودن مسیر پیشرفت و تعالی کشور در همه عرصه های داخلی و بین المللی بویژه در زمینه اقتصاد و فرهنگ به عنوان دو بال مهم صعود کشور به سمت قله قاف ترقی پیشرفت می باشد. چه در این زمینه اقدامات متعددی در حال انجام است که از مهمترین آنها حل و فصل پرونده مناقشه برانگیز هسته ای کشور به عنوان شاه کلید اصلی حل مشکلات اقتصادی و پایان دادن به تحریمها و مهار تشدید تحریمهایی است که بر اثر اقدامات و رفتارها و گفتارهای رئیس دولتهای نهم و دهم مردم و کشور در لبه پرتگاه قرار گرفته بود . بدون شک مهمترین ابزار لازم برای رسیدن به این اهداف غایی و گذر از نشیب و فرازهای خطرناک در عرصه های داخلی و بین المللی ، استفاده از نیروهای توانمند ، متخصص ، متعهد ، کاردان ، پرتحرک ، شایسته ، مدیر و مدبر ، پاسخگو در برابر خدا و ملت بزرگ ایران می باشد.
انتخاب وزیران کابینه و به دنبال آن چینش استانداران سراسر کشور و به تبع آن استفاده از نیروهای همسو با برنامه ها و سیاستهای منطقی دولت که از قدرت و توانایی کافی و لازم در جهت اجرایی نمودن برنامه ها برخوردار باشند گذرواژه اصلی ورود به مرحله بازگشایی قفلهای زنگ گرفته کشور در عرصه های گوناگون می باشد.
یکی از ایرادهایی که از سوی صاحب نظران به این دولت علیرغم قرار گرفتن آن در مسیر اعتدال و منطق و تعقل ، وارد می شود توجه ناکافی به نیروهای جوان و پر انرژی در سپردن امور به آنان و توجه بیش از حد به نیروهای بازنشسته و سپردن مسئولیتها به چنین نیروهایی می باشد. از همین اعتراضات در مورد دولت احمدی نژاد نیز وارد بود اما نه به جهت استفاده از نیروهای بازنشسته که ایراد بزرگ وارده به دولت مهرورز ، بی مهری به نیروهای متخصص و لایق کشور از طریق بازنشسته کردن اجباری نیروهای توانمند و استفاده از نیروهای ناکارآمد در رأس امور اجرایی کشور بود. ولی هرگز انتظار نمی رفت دولتی که اعتدال گرایی و استفاده از شاخصه بسیار مهم شایسته سالاری را در صدر برنامه های مدیریتی خویش قرار داده اینگونه میدان را برای نیروهای جوان ، متخصص و شایسته خالی و از نیروهای گاها بازنشسته در رأس امور مهم و حساس کشور استفاده نماید. البته هدف و منظور از تقریر این سطور هرگز زیر سؤال بردن شخصیت اجتماعی نیروهای عزیز بازنشسته که دارای تجارب ارزنده ای در زمینه های شغلی خویش می باشند نیست ولی اصولا می بایستی از این تجارب در قالب انجام مشاوره های شغلی و مدیریتی استفاده شود نه اینکه بار دیگر در رأس امور اجرایی و مدیریتی کشور آنهم علیرغم میل باطنی به کار گمارده شوند . دلیل آنهم روشن است عدم توانایی جسمی و روحی ، خستگی زودرس در انجام امور ، کم تحرکی ، دوری از متدهای جدید مدیریتی ، عدم توانایی کافی و وافی در تحلیل مسائل و مشکلات و تصمیم گیریهای اشتباهی احتمالی و بی بهرگی از تکنولوژی روز جهان در انجام امور از مهمترین دلایل در جهت عدم بکارگیری نیروهای بازنشسته در رأس مسئولیتهای اجرایی کشور می باشد که از سوی این دولت نادیده گرفته میشوند.
گذری بر وضعیت سپردن امور مدیریتی استان در سطوح کلان و میانی به افراد در طول یک سال گذشته نشان می دهد که در کنار سپردن مسئولیتهای نهادهای اجرایی استان به نیروهای وابسته به جناح اصولگرا و نحله فکری احمدی نژاد که موجی از اعتراضها را با خود داشته است مسئولیت برخی از نهادها نیز به بازنشستگانی سپرده شده که عمدتا از نیروهای شاغل در سازمانها و یا مسئولین استانداری در زمان خود آقای سعادت در ۱۷ سال پیش بوده اند. البته نبایستی فراموش کرد که خود استاندار محترم نیز از جرگه بازنشستگان عزیز کشوری می باشند که پس از کش و قوسهای طولانی به این سمت بار دیگر گمارده شدند. سازمان جهاد کشاورزی ، معاونت توسعه منابع انسانی نمونه ای از نهادهایی است که از افراد بازنشسته به عنون مسئولین این نهادها استفاده شده و هم اکنون هم زمزمه انتصاب فردی از همین جرگه در رأس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به گوش می رسد که پیش از این دارای سمتهایی در دولت احمدی نژاد بوده است.
این شایعه در شرایطی قوت می گیرد که اقتصاد و فرهنگ به عنوان بسترهای اصلی توسعه و ترقی کشور تا بدانجا از اهمیت والایی برخوردار می باشد که سال جاری از سوی مقام رهبری سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی نام گرفته است تا دولت یازدهم با حرکتی از نوع جهادی ، کشور را از دالانهای تاریک تهدیدات بین المللی و مسائل و مشکلات حاد اقتصادی و فرهنگی به سمت بزرگراه روشن توسعه و عدالت و رفاه و آسایش عمومی رهنمون شود. اما آنچه که در استان آذربایجان غربی در طول یک سال گذشته شاهد و ناظر بر آن بوده ایم نشانه هایی از پیشرفت و توسعه و ترقی در موضوعات مختلف اقتصادی ، تجاری ، صنعتی ، معدنی ، آموزشی ، زیست محیطی ، فرهنگی و … آنچنانکه انتظار داشتیم مشاهده نکردیم و این طبعا با مدیریت جهادی در تعارض می باشد. علت آنهم چنانکه پیشتر اشاره شد استفاده از نیروهای عمدتا وابسته به جریان فکری احمدی نژاد و اصولگرایی بازمانده از دوران مدیریتی احمدی نژادیسم با همان تفکر و صبغه فکری و نیز نیروهای بازنشسته می باشد.
در ارتباط با موضوع فرهنگ و تغییر مدبریت فرهنگی استان که بصورت دیرهنگام با آن برخورد شده است موضوع انتخاب و انتصاب مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در محافل فرهنگی ، هنری ، مطبوعاتی و رسانه ای از داغترین موضوعات مطروحه روز می باشد بطوری که با مطرح شدن هر فردی واکنشهای متعددی را از سوی این افراد برانگیخته است.
قدر مسلم از شروط لازم برای پذیرش مسئولیت مهم و حساس فرهنگی استان ، داشتن دیدی روشن و همسو با تفکر و رویه دولت در زمینه های متعدد فرهنگی ، آشنایی کافی با مشکلات و مسائل و دل نگرانیها و دغدغه های فرهنگی استان ، تعامل سازنده و روشن با اهالی هنر ، موسیقی ، کتاب ، قلم ، رسانه ها و مطبوعات ،‌ مقبولیت لازم در بین اهالی هنر و رسانه و کتاب و … ، داشتن تجارب کافی در زمینه های فرهنگی متناسب با بسترهای فرهنگی استان آذربایجان غربی منطقه ای با رنگین کمانی از زبانها و فرهنگها و ادیان مختلف ، دید اعتدال گرایانه به مقوله فرهنگ و دوری از تحجر و تفکر دگماتیستی ، درایت و مدیریت قابل قبول در انجام وظایف و مأموریتهای فرهنگی و به معنی کامل کلمه دارا بودن لیاقت ، توانمندی ، شایستگی ، اعتماد به نفس ، اعتقاد راسخ به تعامل با اصحاب رسانه و پاسخگویی در قبال مسئولیت و اختیارات فرهنگی را میتوان برشمرد. بنابراین کسی بایستی سکاندار کشتی فرهنگی استان باشد که از انرژی و توانایی جسمی و روحی لازم برخوردار باشد تا بتواند با پشت گرمی ، پشت مسائل فرهنگی استان را بر زمین بکوبد . طبیعتا این شاخصه ها ارتباط مستقیمی با جوان گرایی و استفاده از نیروهای متخصص با فونداسیونی از انرژی و علاقمندی به امور فرهنگی دارد و به نظر نمی رسد افرادی بازنشسته یا در شرف بازنشستگی قدرت و توانایی برعهده گرفتن چنین مسئولیت سنگینی را داشته باشند.
با این تفاسیر از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و مقام عالی دولت تدبیر و امید در استان آذربایجان غربی انتظار می رود فردی را در رأس اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان نصب نمایند که واجد خصیصه ها و مؤلفه های فوق الاشاره باشد تا بتواند با تدبیر و درایت کافی و با ملاک قرار دادن ارزشهای دینی جوانه های امید را در دل اصحاب هنر و فرهنگ و کتاب و موسیقی و رسانه و مطبوعات بفشاند که اگر غیر از این باشد انتظارات قاطبه مردم استان بخصوص اهالی فرهنگ و رسانه و هنر استان را برآورد نخواهد کرد و مشکلات فرهنگی استان همچنان در سر جای خود باقی خواهد ماند.

منبع: دورنا نیوز



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
با حضور ۴۰ نفر از اعضای انجمن معلمان تاریخ ایران/همایش خوی درگذر تاریخ برگزار شد
با حضور ۴۰ نفر از اعضای انجمن معلمان تاریخ ایران/همایش خوی درگذر تاریخ برگزار شد
با حضور ۴۰ نفر از اعضای انجمن معلمان تاریخ ایران/همایش خوی درگذر تاریخ برگزار شد

خبرگزاری تسنیم: همایش خوی در گذر تاریخ با حضور ۴۰ نفر از اعضای انجمن معلمان تاریخ ایران در این شهرستان برگزار شد.


به گزارش خبرگزاری تسنیم از ارومیه، غلامعلی شریف امروز در همایش خوی در گذر تاریخ که با حضور 40 نفر از اعضای انجمن معلمان تاریخ ایران و توسط دفتر نماینده خوی، شورای شهر و شهرداری خوی برگزارشد، اظهار کرد: شهرستان دارالصفای خوی در طول تاریخ دیرینه خود همواره منشاء تحولات بسیاری در منطقه و کشور بوده است.

خوی، خاستگاه انسان های موثر در تاریخ و فرهنگ ایران

وی با بیان نیروهای انسانی برخاسته از خوی همیشه در کشور معروف بوده اند، افزود:سرآمدان نیروی انسانی که از این شهر پابه عرصه های علمی و فرهنگی و مذهبی کشور گذاشته اند تاثیر گذار در تاریخ و فرهنگ و مذهب این کشور و اسلام بوده و هستند از جمله آنها می توان آیت الله خویی و محمدامین ریاحی و محمدزریاب را ذکر کرد.

رئیس شورای شهر خوی با اشاره به بجا بودن انتقاد اعضای انجمن معلمان تاریخ از مهجوریت بارگاه شمس تبریزی و پوریای ولی گفت: بنده انتقاد شما را درخصوص عدم ساخت بارگاه مزارشمس و پوریا وارد می دانم. باید بارگاهی در شان این دوبزرگوار مطرح در جهان برایشان ساخته بشود که انشاءالله به زودی مراحل اجرایی آنها شروع می شود.

عشق به آذربایجان و ایران در کالبد مردم باصفای خوی

محبوب تیزپاز نیاری نیز در این همایش با اشاره ای کوتاه به تاریخ شهرستان خوی اظهار کرد: شهرهزارشهید و شهر دارالمومنین خوی در تاریخ فرهنگ و اندیشه این کشور همواره نقش های بزرگی ایفا کرده است.

شهردار خوی افزود: برجستگی مردان این دیار و حس آذربایجان دوستی و عشق به ایران در کالبد جان و تن اینها، همواره آنها را در فکر دفاع جانانه و همچنین توسعه و پیشرفت این دیار وا داشته است بطوری که درطول تاریخ و در دوران مشروطه، انقلاب اسلامی و دوران سازندگی بزرگ مردانی وارد عرصه شده اند.

شمس تبریزی و پوریای ولی در خوی مهجور مانده اند

نازنین موفق، دبیر انجمن معلمان تاریخ ایران نیز در این همایش به بیان زیبایی های طبیعی و وجود آثار تاریخی خوی اظهار کرد: خوی این شهرپرآوازه، از دوران های دور اهمیت تاریخی استراتژیکی داشته است.

وی افزود: این شهر نقش بسیار سرنوشت سازی در تاریخ جنگ های عثمانی، جنگ چالدران، جنبش مشروطیت و تاریخ انقلاب اسلامی داشته است.

دبیر انجمن معلمان تاریخ ایران با اشاره به غنمیت بودن وجود بارگاه شمس تبریزی و پوریای ولی در خوی، گفت: اثبات وجود مزار شمس تبریزی و پوریای ولی در خوی با استناد به اسناد تاریخی متقن این شهر تاریخی را برجسته تر کرده است. اما با کمال حیرت ما امروز شاهد مهجوریت و عدم ساخت بارگاهی در خور شان این بزرگان مطرح در فرهنگ و ادب و عرفان در سطح جهان هستیم امیدواریم هرچه زودتر ساخت بارگاهشان هرچه زودتر ساخته شود.



مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
دبیر شورای فرهنگ عمومی خوی :برگزاری همایش"آیت الله ‎خویی" و "خوی در گذر زمان"
دبیر شورای فرهنگ عمومی خوی :برگزاری همایش
دبیر شورای فرهنگ عمومی خوی :برگزاری همایش"آیت الله ‎خویی" و "خوی در گذر زمان"

طی ماههای آتی ، همایش های " آیت الله العظمی خویی " و " خوی در گذر زمان " در شهرستان خوی برگزار خواهد شد.

دبیر شورای فرهنگ عمومی شهرستان خوی از برگزاری همایش های فرهنگی در ماههای آتی در این شهرستان خبر داد و گفت : در چهل و چهارمین جلسه شورای فرهنگ عمومی شهرستان خوی بحث و تبادل نظر بین اعضای شورای فرهنگ عمومی پیرامون برگزاری همایش های " آیت الله العظمی خویی " و " خوی در گذر زمان " انجام و مصوب گردید این همایش ها طی ماههای آتی در شهرستان خوی برگزار گردند.

منصور اکبری افزود: 19 شهریور ماه سالجاری نیز همایش رونمایی از ابعاد حقوقی کتاب تکملة المنهاج آیت الله العظمی خویی نیز برگزار خواهد شد.

منبع: آذرنگاه




مرتبط با: فرهنگی و هنری ,
مسئول کانونهای مساجد منطقه ویژه خوی خبرداد:برگزاری دومین دوره مسابقات بازی های رایانه ای جام پوریای ولی
مسئول کانونهای مساجد منطقه ویژه خوی خبرداد:برگزاری دومین دوره مسابقات بازی های رایانه ای  جام پوریای ولی
مسئول کانونهای مساجد منطقه ویژه خوی خبرداد:برگزاری دومین دوره مسابقات بازی های رایانه ای جام پوریای ولی


مسئول کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه ویژه خوی از برگزاری دومین دوره مسابقات بازی های رایانه ای جام پوریای ولی در سطح کانون های مساجد شمال استان خبرداد.
به گزارش خوی نیوز،یوسف ضیافتی در گفت و گو با خبرنگاران درمورد برگزاری مسابقات بازی های رایانه ای جام پوریای ولی اظهار کرد: دومین دوره مسابقات شهرستانی بازی های رایانه ای جام پوریای ولی به همت دفتر کانون های فرهنگی هنری مساجد منطقه ویژه شهرستان خوی ، خانه فرهنگ دیجیتال شهید آوینی و با همکاری شهرداری و شورای اسلامی شهر از 24 مرداد در خانه فرهنگ دیجیتال شهید آوینی برگزار می شود.
وی افزود: هدف از برگزاری این مسابقات غنی سازی بخشی از اوقات فراغت و ایجاد رقابت سالم در بین جوانان و نوجوانان دانست 
مسئول کانونهای مساجد منطقه ویژه خوی تصریح کرد: تشویق و ترغیب علاقه مندان به بازی های رایانه ای برای آمدن به محیطی پاک و به حداقل رساندن آسیب های اجتماعی ناشی از برخی محیط های ناسالم از دیگر اهداف این مسابقات است. 
ضیافتی گفت: این دوره از مسابقات از24 مرداد ماه در رشته PES 2013بر روی کامپیوتر برگزارمی شود و در پایان نیز نفرات اول تا پنجم با اهدای جوایز نقدی و لوح تقدیر تجلیل می شوند.
وی اظهار کرد: ثبت نام از اول تا 21 مرداد ماه به صورت حضوری واقع در خبابان شریعتی کوچه پست، مسجد حضرت امام خمینی(ره) خواهد بود.




مرتبط با: فرهنگی و هنری ,

تعداد کل صفحات: 5


 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو